Wednesday, 19 September 2012

گزارش ديدار با "زيباترين فرزندان آفتاب و باد"



گزارش ديدار با "زيباترين فرزندان آفتاب و باد"


کانون ره‌آورد به‌رسم هر سال خود امسال نيز به تدارک مراسم بزرگداشت زندانيان سياسی‌ای پرداخت که در دهه ۶۰ و به‌ويژه تابستان ۶۷ قتل‌عام شدند. برای جلوگيری از يکنواختی شکل برنامه، کانون تصميم گرفت در سه برنامه‌ی به‌هم پيوسته اين امر را انجام دهد.
کانون اول سپتامبر در شهر کلن در مراسم يادبود کشتار سال ۶۷ جمعيت دفاع از زندانيان سياسی شرکت کرد و از همه به مشارکت در اين برنامه دعوت به‌عمل آورد. حرکت دوم سازماندهی بازديد از نمايشگاه "اميد نام من است"، در شهر فرانکفورت و در روز ۱۶ سپتامبر بود. آخرين برنامه کانون نمايش دو فيلم در روز يکشنبه ۲۳ سپتامبر در آخن است(کليک کنيد). در زير گزارش کانون از بازديد نمايشگاه را مطالعه می‌کنيد.
اين نمايشگاه در "خانه آنه فرانک"، کسی که خود در سنين نوجوانی قربانی حکومت نازی‌ها شد، برپا شده بود و با تلاش اين مرکز تاکنون مدارس نيز توانسته‌اند از آن ديدن کنند. اين نمايشگاه فقط تا۳۱ اکتبر ۲۰۱۲ داير است و حضور دسته‌جمعی ده‌ها ايرانی از آخن و کلن در روز ۱۶ سپتامبر شور تازه‌ای به آن بخشيد.

اتوبوس ما سر ساعت ۹ صبح از شهر آخن حرکت کرد. روز زيبای پاييزی و آفتابی بود ولی دل‌ها همه با عزيزانی بود که جان‌شان را در راه آزادی و آبادی ايران از دست داده‌اند. قربانيان خشم رهبران جمهوری اسلامی که هيچ مخالف عقيدتی و سياسی را برنتافته و نمی‌تابد. قربانيانی که بدون محاکمه و به‌نحو وحشتناکی دسته دسته به جوخه‌های مرگ و طناب‌های اعدام سپرده شدند و در گورهای دسته‌جمعی در خاوران دفن شدند. بی‌نام و نشان، بدون اطلاع عزيزان‌شان. نمی‌دانيم اين جنايت عليه بشريت را با کدام جنايت در جهان می‌توان مقايسه کرد ولی می‌توان قاطعانه گفت که يکی از بزرگ‌ترين و وحشتناک‌ترين آن‌هاست.
اين جنايت هنوز پس از ۲۴ سال آن‌چنان که بايد در ايران و جهان شناخته نشده است. حکومت ايران نه تنها به اين جنايت اذعان نکرده، بلکه همواره سعی کرده است آن را مخفی نگه دارد و از حافظه‌ی تاريخی مردم ايران پاک کند. کشتار مخالفان سياسی نه از سال ۶۷ که از آغاز روی کار آمدن جمهوری اسلامی در ايران در پيش گرفته شد، در سال‌های دهه‌ی ۶۰ به اوج خود رسيد و همچنان ادامه دارد.

کانون ره‌آورد اگرچه در محدوده‌ی بسيار کوچکی اثرگذار است ولی همواره تلاش کرده است اين فاجعه ملی فراموش نشود و تلاش می‌کند چنين جناياتی تکرار نگردند. با اين هدف و با هدف دفاع از آزادی است که اتوبوس ما در راه فرانکفورت در شهر کلن توقف کوتاهی کرد و همراهان جمعيت دفاع از زندانيان سياسی کلن و حاميان مادران پارک لاله شهر کلن به جمع ما پيوستند. در فرانکفورت برگزارکنندگان نمايشگاه صميمانه به استقبال آمدند. منيره برادران، از زندانيان سياسی دهه‌ی ۶۰ و يکی از ترتيب‌دهندگان اصلی نمابشگاه به صحبت ايستاد. او تأکيد کرد که اين نمايشگاه به همه تعلق دارد. برای نمايشگاه نام "اميد" برگزيده شده، با اميد به اين‌که چنين جناياتی تکرار نشوند و به تاريخ بپيوندند.
خانم برادران توضيحاتی در مورد نمايشگاه داد. سنبل نمايشگاه پرنده‌ای است در قفس کار حميد منتظری که در سال ۶۷ اعدام شده است. پرنده در قفس اولين اثری است که هر بيننده‌ای را به‌محض ورود به نمابشگاه و پيش از ورود به سالن در جای خود ميخکوب می‌کند. قفسی از جنس کاغذ و نخ. چرا حميد منتظری پرنده و قفس را انتخاب کرده است؟ او و انسان‌های آزاده‌ای چون او چه پيامی داشتند؟ آن‌ها آرزوی رهايی از قفس را داشتند، همچون هر پرنده‌ای که در راه آزادی خود را به ديواره‌ی قفس می‌زند.

 

همه با احتياط و احترام به اين عزيزان وارد نمايشگاه می‌شويم. تعدادی از همکاران منيره برادران در نمايشگاه با صميميت تلاش می‌کنند به پرسش‌های بازديدکنندگان پاسخ دهند. نمايشگاه در عين سادگی بسيار زيباست. يکی از طراحان اصلی آن پرستو فروهراست که با هنر خود جلوه‌ی خاصی به اين نمايشگاه داده است. همه جا تيره است ولی نوری که به يادگارها تابيده، زيبايی خيره‌کننده‌ای به نمايشگاه داده است. صدايی می‌آيد آرام و يکنواخت. اسامی اعدام‌شدگان است! بايد گوشت را به ديوار سلول بچسبانی تا صداها را واضح بشنوی. بسيار سمبليک طراحی شده است. اسامی تکرار می‌شوند. اشک در چشم‌ها و بغض در گلوها، همه با هم پچ‌پچ آرامی را شروع می‌کنند، بعضی‌ها گريه امان‌شان نمی‌دهد. همه با دقت به يادگارها می‌نگرند؛ به کارهايی که اين آزادگان بر روی سنگ، چوب، پارچه، هسته‌ی خرما و حتی روی تکه‌ای از آسفالت زندان انجام داده‌اند، فوق‌العاده است. نامه‌ها و وصيت‌نامه‌های زندانيان، کاغذهای ريزنويس، نقاشی‌های بسيار زيبا بر روی پارچه و کاغذ، بر روی چوب، کنده‌کاری روی چوب و فلز، گردنبندهای زيبايی که با هسته‌ی خرما يا سنگ ساخته شده‌اند، لباس‌هايی که مادران از زندان برای فرزندان خود دوخته و يا بافته‌اند، لباس‌هايی که از اعدام‌شدگان و فراريان به يادگار مانده است. کف زمين نمايشگاه پيام‌هايی حک شده که نمونه‌هايی از ديوارنويسی زندانيان در سلول‌هاست. تعدادشان زياد است. چند نمونه را که سريع يادداشت کرديم در زير می‌خوانيد:
"وقتی برای ديدارم سر خاک می‌آييد، خنده‌های‌تان را همراه بياوريد."
"عکس‌های خندان فرزندانم را در سلول حفظ کرده‌ام تا در شرايط غم‌انگيز به ياد لحظه‌های شاد زندگی باشم."
"خداحافظ دوستان، به اميد پيروزی"


فضا فوق‌العاده سنگين است. اسامی اعدام‌شدگان بدون وقفه خوانده می‌شود. اگر چه اين اعدام‌شدگان در شرايط بسيار سختی به‌سر برده‌اند، ولی اميدوار بوده‌اند و به روزهای روشن، به شادی، به کوه‌های زيبا و سربلند ايران، به گل‌ها، به خانواده‌های‌شان، به همسران‌شان، به فرزندان‌شان و به هر چه که در اين زندگی زيباست، می‌انديشيده‌اند.





آن‌ها همه برای ما يک پيام داشتند: پاسداری از آزادی و رهايی انسان از همه‌ی قيد و بندهای استبدادی...
در هوای نارنجی يک غروب پاييزی، با ياد و خاطره‌ی کشته‌شدگان همه‌ی اين سال‌ها و در ميان سکوت شرکت‌کنندگان اين بازديد، سوار بر اتوبوس شديم و به خانه‌های خود بازگشتيم تا در خلوت خود، با وجدان خود پيمان بنديم که در راه آزادی و عليه هر نوع خشونت هر آن‌چه در توان داريم به‌کار گيريم.




ياد همه‌ی اين عزيزان گرامی باد!

صدای رنج‌های معلمان به ویژه معلمان دربند باشیم




هم زمان با آغاز سال تحصیلی و از ۸ تا ۱۴ مهر ۱۳۹۱
صدای رنج‌های معلمان ایرانی به ویژه معلمان دربند باشیم


اگر چه ابعاد نقض حقوق بشر در ایران روز به روز در حال گسترش و فهرست انواع آن طولانی است اما نقض حقوق معلمان به دلیل نقشی که در ساختن آینده جامعه ایفا می‌کنند، خطرات بیشتری را متوجه ایران می‌کند. افزایش شدت و گستره برخورد با معلمان از سوی نهادهای امنیتی و قضایی، سرپوش گذاشتن به مشکلات صنفی و معیشتی معلمان و امنیتی نشان دادن فعالیت‌های صنفی، برخوردهای غیر قانونی با تشکل‌های صنفی معلمان و افزایش فشارهای امنیتی و قضایی بر فعالان مدنی معلمان، وضعیت نگران کننده‌ای را رقم زده است که نیازمند توجه جدی نهادهای آموزشی و حقوق بشری است.

از همین رو آغاز سال تحصیلی جدید در مهرماه و قرار گرفتن در آستانه روز جهانی معلم - ۵ اکتبر- بهانه‌ای است تا بصورت مستقل به نقض حقوق معلمان و به ویژه نقض آشکار حقوق بشر در برخورد با فعالان مدنی و صنفی معلمان پرداخته شود. بر این اساس برای نشان دادن اهمیت موضوع با گرامیداشت یاد و نام فرزاد کمانگر، معلمی که در سال ۱۳۸۵ دستگیر و در سال ۱۳۸۹ اعدام شد، فقط به بازداشت‌های معلمان از خرداد ماه ۱۳۸۸ تاکنون اشاره می‌شود. در کنار این بازداشت‌ها می‌توان به صدور صدها حکم انفصال از خدمت، اخراج، تبعید و محرومیت‌های اداری پس از تجمعات صنفی سال ۱۳۸۵ و ۱۳۸۶ از سوی هیات تخلفات اداری آموزش و پرورش استان‌های مختلف اشاره کرد که تا امروز نیز ادامه دارد. این در حالی است که بر خلاف قانون از فعالیت کانون‌های صنفی معلمان در سراسر کشور ممانعت به عمل می‌آید.

از سوی دیگر مشکلات معیشتی و صنفی معلمان افزایش یافته است، به گونه‌ای که در سال جدید نه تنها افزایش حقوق پیش بینی شده برای معلمان در قانون اعمال نشده است بلکه با اعمال بخشنامه‌های جدید بسیاری از معلمان شهرستانی با کاهش حقوق نیز مواجه شده‌اند.

این در حالی است که فشارهای ناشی از صدور احکام اخراج، حبس و حتی اعدام برای معلمان در شرایطی اعمال می‌شود که اصول ۲۶ و۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران عضویت درانجمن‌های دینی، صنفی وسیاسی را یکی از حقوق اساسی آحاد ملت ایران شناخته و کنوانسیون‌های بین المللی حقوق بشر نیز که دولت ایران به آنها پیوسته و متعهد اجرای شان شده است، بر این اصول پای می‌فشارد.

اما مقام‌های مسئول در جمهوری اسلامی ایران عملا نشان داده‌اند که هیچگونه پایبندی به تعهدات بین المللی و قوانین داخلی ایران ندارند؛ چرا که مطالبه حقوق صنفی و حتی درخواست ملاقات با نمایندگان مجلس از سوی معلمان، برخوردهای خشونت آمیز نهادهای امنیتی و قوه قضائیه را برای آنان به همراه داشته است. به گونه‌ای که مقام‌های امنیتی و قضایی، مطالبات صنفی معلمان را امنیتی جلوه داده و برای آنان در دادگاه‌های انقلاب پرونده تشکیل داده‌اند.

بنابراین هم زمان با آغاز سال تحصیلی جدید با تأکید بر ضرورت اجرای تعهدات داخلی و بین المللی توسط مقام‌های مسئول جمهوری اسلامی در خصوص خواسته‌های معلمان، از تمامی کوشندگان مدنی دعوت می‌شود تا از تاریخ ۸ تا ۱۴ مهر ماه ۱۳۹۱ برابر با ۲۹ سپتامبر تا ۵ اکتبر ۲۰۱۲ در سراسر جهان، صدای رسای رنج‌های معلمان ایرانی به ویژه "معلمان در بند" باشند و برای نشان دادن حقوق تضییع شده معلمان به هر شیوه‌ای که امکان پذیر است، تلاش کنند.

الف- بازداشت معلمان 

- فهرستی که در زیر مشاهده می‌کنید کامل نیست، زیرا افرادی به دلیل مشکلاتی که حکومت برای آنها فراهم می‌کند، حاضر به ارائه اطلاعات لازم نیستند.


۱. عبدالرضا قنبری / بازداشت از ۱۴/۱۰/۱۳۸۸ / حکم: اعدام / آخرین وضعیت: در زندان و منتظر اجرای حکم است و اخیرا توسط هیات تخلفات اداری آموزش و پرورش، اخراج قطعی شد.

۲.‌ هاشم شعبانی‌نژاد / بازداشت: ۲۷/۱۱/۱۳۸۹ اهواز / حکم: اعدام / آخرین وضعیت: در زندان و در انتظار فرجام خواهی.

۳.‌ هادی راشدی / بازداشت: ۸/۱۲/۱۳۸۹ اهواز / حکم: اعدام / آخرین وضعیت: در زندان و در انتظار فرجام خواهی.

۴. محمد داوری / بازداشت: ۱۷/۶/۱۳۸۸ / حکم: ۵ سال حبس تعزیری و ۵ میلیون تومان جریمه بدل از حبس بابت تجمعات سال ۸۸ / آخرین وضعیت: در حال گذراندن دوران محکومیت خود است.

۵. رسول بداغی / بازداشت: ۱۰/۶/۱۳۸۸ / حکم: ۶ سال حبس و ۵ سال محرومیت از فعالیت اجتماعی و همچنین طی حکم هیات تخلفات اداری از آموزش و پرورش اخراج قطعی شده است / آخرین وضعیت: در
حال گذراندن دوران محکومیت خود است.

۶. عبدالله مومنی / بازداشت: ۳۱/۳/۱۳۸۸ / حکم: ۴ سال و ۱۱ ماه حبس / آخرین وضعیت: در حال گذراندن دوران محکومیت خود است.

۷. محمود باقری / بازداشت: ۸/۴/۱۳۸۹ / حکم: ۹ سال و نیم حبس تعزیری / مدت بازداشت: حدود یک ماه / آخرین وضعیت: در حال گذراندن دوران محکومیت خود است و در عید فطر ۵ سال از حبسش موردعفو قرار گرفت.

۸. محمد علی آگوشی، معلم بازنشسته / حکم: ۱۰ سال حبس همراه با تبعید به زاهدان / آخرین وضعیت: در حال گذراندن محکومیت خود است.

۹. شاهو حسینی / بازداشت: ۲۴/۳/۱۳۹۱ مهاباد / مدت بازداشت: کمتر از یک هفته / آخرین وضعیت: دارای پرونده مفتوح

۱۰. عبدالواحد معروف‌زاده / بازداشت: ۱۷/۱/۱۳۹۱ / مدت بازداشت: بازداشت در حین تدریس / آخرین وضعیت: دارای پرونده مفتوح

۱۱. مولود خوانچه زرد / بازداشت: ۱۰/۲/۱۳۹۱ بوکان / آخرین وضعیت: دارای پرونده مفتوح

۱۲. علی بشارتی / بازداشت: ۱۲/۴/۱۳۹۱ سراب / آخرین وضعیت: دارای پرونده مفتوح

۱۳. مظفر شریفی / بازداشت: بهمن ۱۳۹۰ مریوان / آخرین وضعیت: دارای پرونده مفتوح

۱۴. رزگار شریفی / بازداشت: بهمن ۱۳۹۰ مریوان / آخرین وضعیت: دارای پرونده مفتوح

۱۵. علی اکبر باغانی / بازداشت: ۸/۲/۱۳۸۹ / مدت بازداشت: ۶۳ روز / آخرین وضعیت: دارای پرونده مفتوح

۱۶. محمود بهشتی لنگرودی / بازداشت: ۸/۲/۱۳۸۹ / مدت بازداشت: حدود یک ماه / آخرین وضعیت: دارای پرونده مفتوح

۱۷. نبی الله باستان / حکم: یک سال حبس / آخرین وضعیت: پس از ۶ ماه، مشمول آزادی مشروط شد/ ۵ سال تبعید به لرستان

۱۸. مختار اسدی / بازداشت: ۷/۴/۱۳۸۹ / آخرین وضعیت: دارای پرونده مفتوح

۱۹.‌ هاشم خواستار / بازداشت: ۲۵/۳/۱۳۸۸ / حکم: ۲ سال حبس / آخرین وضعیت: با اتمام مدت مجازات آزاد شد ولی هم اکنون با اتهام و پرونده دیگری مواجه است.

۲۰. امیر یقین لو / بازداشت: ۱/۱۲/۱۳۹۰ شهریار / آخرین وضعیت: دارای پرونده مفتوح

۲۱. محمد جمال هیکی / بازداشت: اسفند ۱۳۸۹ سقز / مدت بازداشت: حدود ۲ ماه / آخرین وضعیت: دارای پرونده مفتوح

۲۲. اسماعیل عبدی / بازداشت: ۸/۲/۱۳۸۹ / حکم: ۱۰ سال حبس تعلیقی در دادگاه بدوی / مدت بازداشت: ۴۴ روز / آخرین وضعیت: دارای پرونده مفتوح

۲۳. علیرضا‌ هاشمی / بازداشت: ۱۵/۲/۱۳۹۰ / آخرین وضعیت: دارای پرونده مفتوح

۲۴. علی پور سلیمان / بازداشت: ۱۱/۳/۱۳۹۰ / حکم: یک سال حبس تعزیری / آخرین وضعیت: دوران حبس در ۳ خرداد ۹۱ به پایان رسید.

۲۵. احمد مدادی / بازداشت: ۲۵/۴/۱۳۸۸ زنجان / مدت بازداشت: ۱۲ روز / آخرین وضعیت: دارای پرونده مفتوح

۲۶. باقر فتحعلی بیگی / بازداشت: خرداد ۱۳۸۸ / مدت بازداشت: حدود ۲۰ روز / آخرین وضعیت: دارای پرونده مفتوح

۲۷. زهرا حاتمی / بازداشت: آذر ماه ۱۳۸۹ / آخرین وضعیت: دارای پرونده مفتوح

۲۸. علی نجفی / بازداشت: اردیبهشت ۱۳۸۹ / حکم: ۶ ماه حبس تعلیقی / آخرین وضعیت: دارای پرونده مفتوح

۲۹. اصغر محمدخانی / بازداشت: اردیبهشت ۱۳۸۹ / حکم: ۶ ماه حبس تعلیقی / مدت بازداشت: کمتر از یک هفته / آخرین وضعیت: دارای پرونده مفتوح

۳۰. سعید جهان آرا / بازداشت: اردیبهشت ۱۳۸۹ / حکم: یک سال حبس تعلیقی / مدت بازداشت: کمتر از یک هفته / آخرین وضعیت: دارای پرونده مفتوح

۳۱. الیاس طالبی / بازداشت: ۲۴/۱۱/۱۳۸۹ / مدت بازداشت: بیش از ۸۰ روز / آخرین وضعیت: دارای پرونده مفتوح

۳۲. محسن جلدیانی / بازداشت: اول بهمن ۱۳۸۸ / حکم: ۶ سال حبس و ۵ سال تبعید در طبس / آخرین وضعیت: دارای پرونده مفتوح

۳۳. جعفر ابراهیمی ازندریانی / بازداشت: ۲۰/۳/۱۳۸۸ / حکم: ۶ ماه حبس تعزیری / مدت بازداشت: حدود ۶ ماه / آخرین وضعیت: دارای پرونده مفتوح

۳۴. توفیق مرتضی‌پور / بازداشت: ۹/۲/۱۳۸۹ / حکم: ۲ سال حبس تعلیقی و ۹۱ روز حبس تعزیری / آخرین وضعیت: دارای پرونده مفتوح

۳۵. محمد فرجیان / بازداشت: اردیبهشت ۱۳۸۹ / آخرین وضعیت: دارای پرونده مفتوح

۳۶. محمدعلی شیرازی / بازداشت: ۲/۳/۱۳۸۹ / مدت بازداشت: کمتر از یک هفته / آخرین وضعیت: دارای پرونده مفتوح

۳۷. معصومه دهقان، معلم بازنشسته / بازداشت: ۱۴/۴/۹۰ / مدت بازداشت: کمتر از یک هفته / آخرین وضعیت: دارای پرونده مفتوح

۳۸. حسین طرقی جعفری / مدت بازداشت: ۱۸ ماه حبس تعزیری / آخرین وضعیت: دارای پرونده مفتوح

۳۹. محمدرضا رضایی گرگانی / بازداشت: ۱۴/۷/۱۳۸۸ / مدت بازداشت: ۳ هفته / آخرین وضعیت: دارای پرونده مفتوح


ب- احضار معلمان به نهاد‌های امنیتی، انتظامی و قضایی 

در کنار بازداشت‌های صورت گرفته از سال ۱۳۸۸ تا کنون، جمع زیادی از معلمان سراسر کشور نیز به طرق گوناگون به نهاد‌های امنیتی، انتظامی و قضایی احضار شده و مورد بازجویی یا تهدید قرار گرفته و یا با احکام قضایی مواجه شده‌اند که برای نمونه می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱) سیاوش اسلامی، عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان ساری مرداد ماه ۱۳۹۰ به اتهام اخلال در امنیت کشور به دلیل شرکت در حوادث بعد از انتخابات به یک سال زندان و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد که این حکم در دادگاه تجدید نظر به ۳۷ ضربه شلاق تنزل یافت . این حکم در سی امین روز ماه شعبان توسط دایره اجرای احکام ساری اجرا شد.

۲) محمد علی حسن شیرازی، منصور میرزایی، محمد جواد حسامی، احمد چنگیزی، محمد علی شاهدی، رمضان علی نجاتی، محمد مهدی صدیقی، محمد حسین دهقانپور و علی قوچانی، اعضای کانون فرهنگیان یزد به اتهام‌های تبلیغ علیه نظام، فعالیت غیرقانونی از طریق سخنرانی و تشکیل جلسه، تجمع و صدور بیانیه و تحریک معلمان به اعتصاب غذا و تعطیلی کلاس از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب یزد به زندان محکوم شدند که حکم زندان آنها به مدت ۵ سال تعلیق شده است.

۳) بهاء الدین ملکی، رامین زند نیا، علی قریشی، مختار اسدی، پیمان نودینیان، حیدر زمان، رضا حاتمی، کمال فکوریان، مصطفی سربازان، محمد صدیق صادقی، هیوا احمدی و عزت الله نصرتی و پرویز ناصحی در تاریخ ۱۲/۲/۹۰ از سوی اداره اطلاعات کردستان احضار، بازجوئی و تهدید شدند. همچنین این افراد در تاریخ ۲۲/۳/۱۳۹۱ به شعبه ۵ بازپرسی برای اخذ آخرین دفاع احضار شدند.

۴) محمد مهدی صدیقی از اعضای کانون صنفی فرهنگیان یزد در ۲/۳/۸۹ به اداره اطلاعات و امنیت سپاه احضار و تا ساعت ۲۳ همان روز مورد بازجوئی قرار گرفت.

۵) محمد توکلی، عضو کانون صنفی معلملن کرمانشاه ۲۱ مرداد ماه ۱۳۹۱ به نهاد امنیتی احضار و تهدید به بازداشت شد.

۶) پیمان نودینیان٬ بهاالدین ملکی و رامین زندنیا، سه عضو انجمن صنفی معلمان کردستان شهریور ماه ۱۳۹۱ به شعبه پنجم بازپرسی دادسرای عموعی و انقلاب شهرستان سنندج احضار شدند.

۷) عباس نظری، دبیر مدارس اهر ۲۴ خرداد ماه ۱۳۹۱ به شعبه سوم دادگاه انقلاب تبریز احضار شد.

کمپین حمایت از معلمان دربند
شهریور ماه ۱۳۹۱

Monday, 10 September 2012

ده شهریور 67

فیلمی از تجمع حامیان مادران لندن 

http://youtu.be/ganbXvlijik

ده شهریور 67
ده شهریور همزمان است با بیستمین چهارمین سالگرد کشتار جمعی زندانیان سیاسی در تابستان 1367. در این بیست چهارسال جان بدر برده گان و بازماندگان کشتار 67 به اشکال مختلف خواستار گشایش پرونده این کشتارها بوده تا کنون نه تنها به دادخواهی آنان پاسخی داده نشده بلکه چند سالی است که گورستان خاوران بروی خانواده ها بسته اند
چگونه این کشتار بوقوع پیوست ایا با برنامه از قبل تدارک دیده این اتفاق رخ نمود؟ به چه دلایلی ؟
مادران خاوران علاوه بر خواسته های مادران پارک لاله، خواستار انند که:
-باز شدن در خاوران بر روی خانواده ها.
-اعلام اسامی ، زمان فوت ومحل دفن عزیرانشان
-اجازه ی نشانه گذاری و گل کاری بر مزار جان باختگان
-جلوگیری از دفن اموات دیگر بر خاک عزیزانشان
. ........
ما حامیان مادران ،پارک لاله لندن همصدایی خود را با شما مادران خاوران اعلام می کنیم . به همین منظور ایرانیان مقیم لندن، -بین ساعت دو تا سه بعداز ظهر جلوی ناشنال گالری لندن با عکس عزیران شما و خواسته های برحق تان (اعدام را بس کنید!. آزادی زندانیان عقیدتی -دستگیری و مجازات قاتلین و مسببین جنایات سی و سه سال اخیر ایران) جمع شدیم
حامیان "مادران عزدار ایران" لندن /انگلستان


Tel: 0044-7952513869
Find us on Face book: mothers. mourning

Tuesday, 28 August 2012

نامه ی سرگشاده مادران پارک لاله به دبیرکل سازمان ملل و سران کشورهای غیرمتعهد




• مادران پارک لاله از سران کشورها خواسته اند، با مادران یا خانواده های کشته شدگان قدیم و جدید ملاقات کنند ...
ا
دبیر کل محترم سازمان ملل متحد،
جناب آقای بان کی مون و
دیگر سران شرکت کننده در شانزدهمین اجلاس کشورهای غیرمتعهد در تهران

آن چنان که ایرانی ها در سراسر جهان، به میهمان دوستی شناخته شده اند؛ ما، "مادران پارک لاله" و حامیان، حضور شما و سایر سران کشورهای غیرمتعهد در تهران را به فال نیک می گیریم . اما ناگزیریم نسبت به پذیرش دعوت جمهوری اسلامی ایران به عنوان میزبان " شانزدهمین اجلاس سران جنبش عدم تعهد"، از طرف شما، نهایت تأسف خود رابه صراحت، ابراز داریم. گرچه به خوبی می دانیم که سیاست های غیرانسانی و ریاکارانه جمهوری اسلامی، مانع دیدن واقعیت های موجود از شرایط دردناک مردم ایران خواهد بود، با این همه امیدواریم تجربه های طولانی تان در زمینه دفاع از حقوق ملت ها، در این سفر نیز، امکان شناخت موارد بی شمار نقض آشکار حقوق بشر و تعهدات بین المللی ایران را به وجود آورَد.
هیچ یک از ما مادران داغدیده، مادران دادخواه، "مادران پارک لاله"، پس از گذشتِ بیش از سی سال که فرزندان و عزیزان آزادی خواه خود را، تنها به خاطر داشتن اندیشه و باوری متفاوت با سران رژیم اسلامی، در زندان ها، شکنجه گاه ها یا در اعدام های فردی و جمعی، از دست داده ایم، هنوز نتوانسته ایم شبی را بی دغدغه را تا به صبح برسانیم. از یک سو داغدار عزیزان مان هستیم و از سویی دیگر نگران جوانان مشتاق و اندیشمند کشورمان هستیم که یا در زندان ها بسر می برند یا آواره در سرزمین های بیگانه اند یا در زیر سایه سنگین و هولناک سرکوب، بیکاری، بی فردایی، نبود برابری، آزادی و احترام به شأن آدمی، هر روز، از روز پیش نگران تر، به این می اندیشند که با وضع موجود چه باید کرد؟

دبیرکل سازمان ملل و دیگر سران شرکت کننده!
این روزها، به مناسبت حضور شما در تهران؛ جمهوری اسلامی، با گماردن پاسداران و نیروهای امنیتی، اطلاعاتی و لباس شخصی های مسلح اش به اسلحه سرد و گرم، مردمی که بیش از سی سال است از داشتن حداقل رفاه، آزادی و داشتن یک زندگی آبرومند، محروم مانده اند را به خانه ها رانده یا تشویق به سفرهای خارج از تهران کرده که مبادا صدای دردمند مردم به گوش شما برسد. مردمی که سال هاست به اشکال مختلف تحت فشار و تبعیض و بی عدالتی بوده اند و هر روز صدای شان از گوش و کنار به سراسر دنیا و گزارش گران ویژه سازمان ملل نیز رسیده است. یک نمونه بارز آن کشتارهای دسته جمعی زندانیان سیاسی محکوم به زندان، درست در چنین روزهایی در بیست و چهار سال پیش بوده است که حکومت در طی این سال ها تلاش کرده مهر سکوت بر آن بزند و هر صدای اعتراضی از طرف خانواده ها و دادخواهان را در نطفه خفه کند، ولی خانواده ها هیچ گاه به این سکوت تن نداده اند و همواره تلاش کرده اند با حضور شان در خاوران و دیگر گورستان ها و برگزاری مراسم یادبود حتی پنهانی، یاد عزیزان شان را گرامی بدارند و صدای اعتراض خود را به سراسر دنیا برسانند. قتل عام مبارزترین آزادی خواهان و زندانیان سیاسی ایران، در سردابه ها و قتل گاه های پنهان و خوفناک رژیم، در تابستان ۱٣۶۷، و دفن دسته جمعی آنان، در گورهای بی نام و نشان در محلات دور افتاده تهران از جمله گورستان خاوران و دیگر گورستان ها در تهران و شهرستان ها، و کشف پیکرهای پاک عزیزشان توسط خانواده ها از زیر خاک، حادثه ای شوم و هولناک در تاریخ سیاسی ایران است. حادثه ای که با هیچ دلیل و برهانی پاک نمی شود و با هیچ رنگ و لعابی از یادها نخواهد رفت. حادثه ای که داغ شرم آن تا ابد بر پیشانی تاریک رژیم اسلامی باقی خواهد ماند و روزی تمامی دست اندر کاران باید در دادگاه های مردمی پاسخ گوی این جنایت ها باشند.
ما مادران داغدیده و دادخواه، شرح رنجی که بر عزیزان و خود ما طی سی و سه سال حکومت اسلامی، رفته بوده است را طی نامه ها و طومار های گوناگون به دفتر شما و به دست شما رسانده ایم. شاید اگر زودتر به رنج نامه های ما توجه شده بود، بی عدالتی رژیم اسلامی تاکنون ادامه نداشت. شاید اگر به شکایت های کشتارها در دهه شصت شمسی، توجه شده بود، حکومت به خود اجازه نمی داد که پس از اعلام نتیجه مخدوش انتخابات ریاست جمهوری در خرداد سال ۱٣٨٨ شمسی، بهترین جوانان ما را که در اعتراضی مدنی و خشونت پرهیز، در طلب رأی انکار شده خود و سپس خواستنِ ایرانی آزاد و دمکرات به خیابان آمده بودند را به دست لباس شخصی ها و باجگیران حرفه ای اش، در روز روشن و در برابر صدها چشم، مورد هدف گلوله قرار دهد و از بین ببرد و صدها فعال سیاسی - مدنی و روزنامه نگار را به صورت پنهان و آشکار بازداشت کند و در زندان هایی غیرانسانی مانند کهریزک زندانی کند و مورد شکنجه و تجاوز جنسی و در نهایت مرگ تدریجی در زندان و بیرون قرار دهد.
هم اکنون بسیاری از مادران پارک لاله تنها به جرم دادخواهی و همدردی با دیگر خانواده های داغدیده، یا در زندان یا محکوم به زندان اند. ده ها وکیل مدافع حقوق بشر به خاطر سوگند قانونی شان در اجرای وظیفه، یعنی دفاع از موکل شان، در زندان ها و زیر آزارهای روحی و جسمی اند. ده ها تن از زندانیان سیاسی اعتصاب غذا کرده اند. بسیاری از آنان در حال حاضر نیازمند دکتر و دارو یا مرخصی های استعلاجی اند. بسیاری از زنان و مادران فعال و دادخواه، با اتهام واهی فعالیت علیه امنیت کشور، به دور از خانواده، بلاتکلیف، در زندان ها پیر می شوند و فرزندان شان در نبودِ مادر، این بزرگ ترین موجود زندگی هر فرد، جوانی آغاز می کنند.
گرچه وظیفه حاکمان و دولت مداران هر کشوری که ادعا می کند با رای مردم آمده، ایجاد زندگی سالم و رفاه نسبی و شادمانی و برقراری امنیت و آزادی برای مردم است ، اما جمهوری اسلامی تا بن دندان مسلح، هم چون حکومتی بیگانه و دشمن، در برابر مردم ایران ایستاده است. پایه های فاسد و پوسیده حکومت اسلامی، آن چنان در شُرف تلاشی است که سران آن، ترسیده و مشکوک به همه چیز و همه کس، حتی مانع رسم معمول کمک رسانی به مردم، در زلزله اخیر آذربایجان شده و امدادگران را پس از ضرب و شتم، محبوس کرده و پس از چند روز، به خاطر تهدید دستگیرشدگان به اعتصاب غذا، با وثیقه های سنگین، آزادشان کرده اند. این شرایط به حدی غیرمنصفانه و تحقیرآمیز شده که مسوولان حکومتی، حرمت حریم هیچ فردی را دست نخورده باقی نگذاشته اند.
آیا در این مختصر، که تنها گوشه ای ناچیز از حوادثی است که در دوران رژیم اسلامی بر مردم، گذشته و می گذرد، رنگی از انصاف، عدالت یا رعایت حقوق بشر می بینید؟ آیا این همه جنایت و بی عدالتی و تبعیض، با ادعاهای دروغین و تقدس نمایی حاکمان ایران کوچکترین هم خوانی دارد؟
گرچه قادر نیستیم در این رنج نامه کوتاه، تمام موارد حقوق بشری که بطور سیستماتیک و حساب شده، به نام مذهب و فرهنگ و سنت، هر روزه، در ایران نقض می شود را ذکر کنیم، اما خوشحال و امیدواریم چنان که عنوان نموده اید، یکی از مسایلی که در مورد آن با جمهوری اسلامی وارد مذاکره خواهید شد، پرداختن به مساله نقض حقوق بشر در ایران باشد.
بدیهی است، همان طور که در آغاز آمد، پاسخ حاکمان مستبد رژیم، هرگز شما را به اصل حقایق و عمق فجایع رخ داده، هدایت نخواهد کرد. از این روی، از جناب عالی و دیگر سران کشورها در این اجلاس، تقاضا داریم تا با هوشیاری خود اجازه ندهید جمهوری اسلامی در فضای ساختگی و دروغینِ ایرانی امن و مردمی در امان، چشم شما را بر حقایق دردناک ببندند. تقاضا داریم در این فرصت کوتاه و استثنایی، با مادران یا خانواده های کشته شدگان قدیم و جدید و هم چنین با زندانیان سیاسی ملاقات کنید، به زندان ها بروید و در زندان ها با زندانیان سیاسی حرف بزنید. شاید نور امیدی به دل ها دمیده شود که فراموش نشده اند و هستند کسانی که از رنج آنان با خبرند یا می خواهند با خبر شوند.

مادران پارک لاله ایران
همبستگی جهانی حامیان با مادران پارک لاله ایران
ششم شهریور ۱٣۹۱

رونوشت:
-       نمایندگی حقوق بشر سازمان ملل، دیده بان ویژه ایران، جناب آقای دکتر احمد شهید
-    
   دبیرخانه اجلاس سران کشورهای غیر متعهد.
اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 

Monday, 27 August 2012

دیدار با مادربزرگ مبارز آرژانتینی،در خانه آنا فرانک- فرانکفورت


مادربزرگ مبارز آرژانتینی، رُزا رُزین بلیت 
ا


ُرزاُ رزین بلیت مادربزرگی ۹٣ ساله با چهره ای خندان و ظاهری آراسته و با صدای پرانرژی و قوی از مادران میدان مایو و از جنبش مادربزرگ ها در آرژانتین می گوید.
در خانه آنا فرانک، جمعی از آرژانتینی ها، ایرانی ها و آلمانی ها حضور دارند.
زن جوانی همراه رزا آمده که نوه ی اوست. نوه ای که وقتی مادر و پدرش ربوده شدند ۱۵ ماهه بوده و مادر بزرگ سرپرستی او را به عهده داشته است.
رزا رزین بلیت از دوران سخت دیکتاتوری در آرژانتین می گوید و فجایعی که اتفاق افتاد. از فرزندان ربوده شده، از حرکت خستگی ناپذیر مادران آرژانتینی که در ابتدا برای دادخواهی در میدان دمایو تجمع می کردند و به دنبال فرزندان مفقود شده ی خود بودند و سپس به عنوان مادربزرگ در جستجوی نوه های خود که پس از دستگیری مادران شان به خانواده ها تحویل داده نشده بودند.
مادر بزرگ ها می دانستند که نوه های آنان به خانواده های وابسته به حکومت سپرده شده اند. آنان با تلاش های فراوان به آماری نزدیک به ۵۰۰ نفر دست یافتند و برای پیدا کردن انان از پای ننشستند.
رزا از موفقیت مادر بزرگ ها برای یافتن ۱۶۰ نفر از این کودکان می گوید و این که دخترش هنگام دستگیری هشت ماهه حامله بوده و رزا موفق شده نوه ی دیگراش را هم پیدا کند. او اکنون دارای دو فرزند است و در آرژانتین زندگی می کند.
تعدادی از این نوه های بازپس گرفته شده، در حال حاضر خود از مدافعان حقوق بشر در آرژانتین هستند.
رزا همچنان از فجایع دوران حکومت دیکتاتوری در آرژانتین می گوید و از تلاش های مادران، مادر بزرگ ها و جوانانی که به آنان پیوسته اند. غروری در صدایش موج می زند و طنین صدایش سالن را به لرزه در می آورد، حضار مسحور سخنان رزا، هریک به نوعی ابراز احساسات می کنند.
مریم حکمت شعار از حامیان مادران پارک لاله فرانکفورت ضمن ابراز خوشحالی و تبریک برای موفقیت های مادران آرژانتینی از دادخواهی مادران ایران، از مادران خاوران، از مادران پارک لاله و حامیان آنان در سراسر دنیا، گزارش کوتاهی ارائه می دهد و به منظور همبستگی مادران ایران و مادران آرژانتین دسته گلی و تابلویی مزین به شعری زیبا از ژیلا مکوندی یکی از حامیان مادران پارک لاله که هم اکنون در زندان اوین دوران محکومیت خود را می گذراند و ترجمه شعر توسط هنرمندی آرژانتینی تقدیم رزا رزین بلیت می کند.
در این برنامه خدیجه مقدم از بانیان حرکت مادران پارک لاله در ایران و فعال جنبش زنان و محیط زیست، جمیله نیرمندی از حامیان مادران پارک لاله اسلو، منیره برادران از فعالان حقوق بشر و از جان بدربردگان دهه ۶۰ و منیره کاظمی از فعالان جنبش زنان شرکت داشتند.
حامیان مادران پارک لاله فرانکفورت با برپایی میز اطلاع رسانی در مورد زندانیان سیاسی – عقیدتی، جان باختگان سی و سه سال گذشته و زندانیان زیر حکم اعدام، مفقودین از جمله سعید زینالی و همچنین مجروحین به سوالات شرکت کنندگان در سالن پاسخ داده و در مورد سه خواسته مادران پارک لاله و حامیان شان توضیح دادند.

اشکهای چروکیده مادر
می چکد
روی زخمهای سرزمینم
طاقت جوانه می زند

شعر از ژیلا مکوندی
اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 

Friday, 24 August 2012

روز همبستگی با مادران خاوران



همبستگی و هم صدائی با مادران پارک لاله
روز شنبه روز همبستگی با مادران خاوران
شنبه اول سپتامبرساعت دو تا سه بعد از ظهر
همدردی و همصدائی حامیان "مادران پارک لاله" در لندن، با مادران خاوران.
 ده شهریور مقارن است با بیست وچهارمین سالگرد کشتار جمعی زندانیان سیاسی در تابستان 67 است در این بیست چهار سال بازماندگان کشتارشهریور 67 و اعدامهای گسترده دهه 60 به اشکال مختلف خواستار گشایش پرونده این کشتارها بوده اند.اما نه تنها به صدای آنان پاسخی داده نشده است بلکه اکنون چند سال است که بردر گورستان  خاوران قفل زده اند و به خانواده ها و مادران اجازه نمی دهند بر مزار فرزندانشان گردایند.
 خاوران در 14 کیلومتری تهران در جاده ی خراسان خطه شرقی در کنار گورستان ارامنه وبهایی ها قرار دارد. این گورستان با همه گورها متفاوت است نه سنگی بر گوری و نه نهالی و درختی .خاک است و خاک و زمینی است خشک که بارها و بارها ماموران حکومتی با بلدوزر خاک ان را زیر رو کرده اند که بگویند در این مکان در دهه شصت کسی دفن  نشده است  در حالیکه مادران خود شاهد دست های بیرون زده از خاک درتابستان سال 67 بودند. شبانه خاک را پس می زنند و گورهای دست جمعی فرزندانشان را می بینند.
مادران خاوران علاوه بر خواسته های مادران پارک لاله، همچنین  خواستار انند که:
-باز شدن در خاوران بر روی خانواده ها.
-اعلام اسامی ، زمان فوت ومحل دفن عزیرانشان
-اجازه ی نشانه گذاری و گل کاری بر مزار جان باختگان
-جلوگیری از دفن اموات دیگر بر خاک عزیزانشان
.
ما حامیان مادران ،پارک لاله لندن همصدایی خود را با شما مادران خاوران اعلام می کنیم . به همین منظور ایرانیان مقیم لندن، شنبه اول ماه سپتامبر-بین ساعت دو تا سه بعداز ظهر جلوی ناشنال گالری لندن با عکس عزیران شما و خواسته های برحق تان (اعدام را بس کنید!. آزادی زندانیان عقیدتی -دستگیری و مجازات قاتلین و مسببین جنایات سی و سه سال اخیر ایران) جمع می شویم
حامیان "مادران عزدار ایران" لندن /انگلستان


Tel: 0044-7952513869
Find us on Face book: mothers. mourning
Saturday: 1 September2012
15.00- 14.00: Time
Location: North Terrace of Trafalgar Square (in front of the National Gallery) Nearest Tube Charring Cross: Bakerloo and Northern line

In Solidarity with Mourning Mothers of Iran (Mothers of Laleh Park)

This month’s event is in solidarity with Mothers of Khavaran

1 September 2012 is the twenty fourth anniversary of the mass execution of political prisoners in the summer of 1988. For the past 24 years, the families of those executed have, through every possible means, tried to legally challenge the killings. However, not only have their requests been ignored, but the Khavaran cemetery has also been closed to the public for the past three years so that the families and mothers cannot even visit their children’s graves.
Next to the cemetery for Armenians (Christians) and members of the Bahai religion, Khavaran cemetery, 14 kilometres from Tehran, is very different from other cemeteries in that there are no tombstones or green areas.  Khavaran consists solely of a stretch of dried earth where no permission for new burials has ever been given.  Worse still, the regime has bulldozed the “cemetery” on numerous occasions in order to destroy the evidence of this mass grave. Meanwhile, the mothers will never forget the image of the unburied hands of their children – many of the children had been buried at such shallow depths that their hands remained sticking out of the earth.
Mothers of Khavaran, in line with Mothers of Laleh Park (Mourning Mothers), are asking that the cemetery be opened to the families and that the names of their children, the dates of their deaths and the names of the burial sites be announced.  They also request the prohibition of new burials in existing graves.  Last but not least, they request the lifting of restrictions on the families of the children to place signs and lay flowers for their loved ones at the site.

We, in London, will stand in solidarity with these mothers in Trafalgar Square on Saturday 1 September 2012 from 2 pm to 3 pm and be their voice for their demands of a stop to the executions, the release of all political prisoners and the punishment of those responsible for the killings and crimes against humanity in Iran for the past 31 years.
Please show your support by joining us.

Supporters of Mourning Mothers of Iran (Mothers of Laleh Park) – London


Date: Saturday1 September2012
Time: 14:00 to 15:00
Location: North Terrace of Trafalgar Square (in front of the National Gallery) Nearest Tube Charing Cross: Baker

Monday, 20 August 2012

هاشم شعبانی زندانی سیاسی عرب در حال مرگ است



• هاشم شعبانی زندانی سیاسی عرب پس از یکسال تحمل شکنجه روحی و روانی و شکنجه جسمانی هم اکنون در اغما است و احتمال مرگ وی وجود دارد ...
اخبار روز: هاشم شعبانی زندانی سیاسی عرب پس از یکسال و اندی تحمل شکنجه روحی و روانی و شکنجه جسمانی به دلیل احتمال فوت، روز چهارشنبه ۱۵.٨.۲۰۱۲ از بازداشتگاه اداره اطلاعات اهواز به زندان کارون این شهر منتقل شده است.

به گزارش فعالان حقوق بشر از اهواز؛ هاشم شعبانی که شاعر، دبیر دبیرستان های شهر خلفیه (خلف آباد) در جنوب شرق اهواز، فارق التحصیل ادبیات عرب و دانشجوی علوم سیاسی در مقطع کارشناسی ارشد است، بیش از یک سال است که در سلول های انفرادی اداره اطلاعات استان تحت شدیدترین فشارهای روحی و روانی و شکنجه جسمانی قرار گرفته است.
منابع حقوق بشری می گویند؛ مدیریت زندان کارون با توجه به وضعیت وخیم این زندانی سیاسی تصمیم به انتقال او به بیمارستان گرفت اما این تصمیم با مخالفت اداره اطلاعات مواجه شد. بنا به گفته فعالان حقوق بشر احتمال قوی وجود دارد که هاشم شعبانی در روزها یا ساعت های آینده بمیرد.
تا به حال ۶ زندانی سیاسی عرب در اثر شکنجه روحی وروانی و جسمانی در بازداشتگاههای مختلف ادارات اطلاعات شهرستان های حمیدیه، اهواز، دزفول، شوش و دیگر شهرها جان باخته اند.
غیبان عبیداوی از حمیدیه، محمد چلداوی از اهواز، رضا مغامسی از دزفول، محمد کعبی از شوش، ناصر آلبوشوکه از اهواز و علیرضا غبیشاوی از اهالی خلفیه بر اثر شکنجه مستمر در بازداشتگاههای اطلاعات کشته شده اند.

مطابق یک گزارش دیگر دیگر زندانیان سیاسی همپرونده با هاشم شعبانی چون؛ محمد علی عموری، هادی راشدی، برادران جابر و مختار البوشوکه، رحمان عساکره اطلاعی همچنان در زیر شکنجه قرار دارند.
مطابق این گزارش ٥ نفر از زندانیان سیاسی عرب در زندان کارون بنام های هاشم شعبانی نژاد شاعر - وبلاگ نویس و دبیر ادبیات عرب ، هادی راشدی دبیر شیمی، محمد علی عموری نژاد وبلاگ نویس، سید یابر البوشوکه و برادر وی سید مختار البوشوکه که توسط شعبه ٢ دادگاه انقلاب اهواز قاضی سید محمد باقر موسوی به اتهام محارب به اعدام محکوم شده بوده اند در تاریخ پنجم اوت توسط نیروهای اطلاعاتی از زندان کارون به بازداشتگاه وزارت اطلاعات منتقل شداند.
منابع حقوق بشری أضافه نموده اند که این افراد که دو روز پیش به زندان کارون بازگردانده شده اند در طی این ١٠ روز بشدت شکنجه شده و در شرایط روحی و جسمانی بسیار سختی بسر می برند که در اثر شکنجه استخوان هادی راشدی شکسته و هاشم شعبانی نژاد همکنون در حالت کما (اغماء)می باشد و وضعیت وی بسیار وخیم است.
شکنجه این زندانیان در زمانی انجام می شود که پرونده های آن ها در دیوان عالی کشور تحت بررسی می باشد. منابع محلی می گویند بعد از صدور حکم اعدام و تائید ان در دادگاه تجدید نظر، اهالی خلف آباد با یک تومار اعتراض خود نسبت به أحکام غیر قانونی و غیر انسانی صادره در حق این فعالان مدنی و فرهنگی را نشان داده اند. إمضاء کننده گان تومار که همگی از معتمدین، معلمان، شاعران و روشنفکران همراه با فعالان فرهنگی مساجد منطقه می باشند، فعالیت مدنی و فرهنگی این افراد را تائید کرده اند.

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com 
آدينه  ۲۷ مرداد ۱٣۹۱ -  ۱۷ اوت ۲۰۱۲